دادمان

دادمان

Dadman
دادمان

دادمان

Dadman

دانلود ادبیات نظری تحقیق آثار اجتماعی عدالت سیاسی


ادبیات نظری تحقیق آثار اجتماعی عدالت سیاسی

ادبیات نظری تحقیق آثار اجتماعی عدالت سیاسی مبانی نظری عدالت سیاسی

دانلود ادبیات نظری تحقیق آثار اجتماعی عدالت سیاسی

ادبیات نظری تحقیق آثار اجتماعی عدالت سیاسی
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 93 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 48

توضیحات :

ادبیات نظری تحقیق آثار اجتماعی عدالت سیاسی در 48 صفحه در قالب ورد قابل ویرایش.

 

بخشی از متن :

آثار اجتماعی عدالت سیاسى

1-3. عدالت سیاسی از منظر امام علی علیه‌السلام

از نظر امام علی علیه‌السلام آن‌چه سیاست را در مسیر درست هدایت می‌کند عدل است و فراتر از عدل ملاکی برای تدبیر اجتماع و سیاست وجود ندارد. (شریعت، 1387ش:239)

حضرت علیه‌السلام در این زمینه می فرماید: «خیر السیاسات العدل: برترین سیاست ها، عدالت است.» (تمیمی آمدی، 1410ق:354)

در نگاه امام علی علیه‌السلام هیچ ریاست و بزرگی مانند به کار بردن عدالت در مسائل سیاسی حکومت نمی‌باشد و می‌فرماید: «لا ریاسة کالعدل فى السّیاسة: در سیاست، ریاستی مانند عدل نیست.» (تمیمی آمدی، 1410ق: 792)

از آن‌جایی که در برقراری عدالت سیاسی مهم‌ترین نقش را رهبر جامعه ایفا می‌کند، و در طرف دیگر مردم هستند که باید ابتدا وی را به رسمیت بشناسند و سپس در سازماندهی امور جامعه با وی همکاری کنند، امام علی علیه‌السلام در رابطه با ویژگی این شخص می‌فرماید: «أَیُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ اَلنَّاسِ بِهَذَا اَلْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَیْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اَللَّهِ فِیهِ: اى مردم سزاوارترین مردم براى این امر (خلافت) کسى است که نسبت به آن از همگى نیرومندتر و به دستورهاى خداوند در این باره، از همه کس داناتر باشد.» (نهج‌البلاغه، خطبه173، ص248)

با توجه به کلام امام علیه‌السلام، کسی که رهبری جامعه را به دست می‌گیرد می‌بایست در سیاست و اداره امور مملکت از همگان نیرومندتر، و در شناخت شرایط و موقعیّت‌ها و چگونگى تدبیر امور شهرها و اداره جنگ‌ها از همه کس داناتر، ودوم این‌که او باید بیش از دیگران دستورهاى خداوند را در امور رهبری به کار بندد. و این امور مستلزم این است که این شخص از همه افراد مردم زاهدتر و پارساتر و عادل‌تر باشد، به این وسیله زمامدار می‌تواند عدالت سیاسی را در حکومت خویش به عرصه ظهور برساند.

در حقیقت عدالت سیاسی به حوزه‌ی قدرت و سیاست و مشارکت مردم مربوط می‌شود این‌که حاکمان مشروعیت خود را چگونه به دست آورند و در نزد مردم مشروعیت دارند یا خیر، می تواند با عدالت سیاسی مرتبط باشد. از دیدگاه مردم اگر حاکم سیاسی شایستگی احراز این مقام را داشته باشد حکومت عادلانه است در غیر این صورت اگر با زور و اجبار قدرت را تصاحب کرده‌باشد آن حکومت ظالم است و فرمانبرداری از آن جایز نیست. در مقام اجرا نیز حکومتی عادل است که با رفع محدودیت‌ها امکان مشارکت برابر و آزاد را برای مردم در زمینه‌های سیاسی فراهم کند و قدرت و مناصب سیاسی را بر حسب استعداد و شایستگی افراد تقسیم کند. (جمال زاده، 1387ش:12)

اجرای عدالت در حوزه سیاست، اثرات مثبتی را در جامعه از خود برجای می گذارد، و متقابلاً، به کارگیری ظلم و بى‏عدالتى در عرصه سیاست، عواقب ناگوارى در پى دارد. شناخت آثار مثبت این نوع ازعدالت، گام دیگرى است در راه آشنایى هرچه بیش‏تر با جایگاه عدالت در جامعه و آگاهى بیش‏تر حاکمان و دولت‌مردان از آثار و پیامدهاى عملکرد عادلانه خویش در عرصه سیاسى و اجتماعى.

 

2-3. آثار اجتماعی عدالت سیاسی

1-2-3. ایجاد امنیت سیاسی

بى‏شک مهم‏ترین ثمره اجراى عدالت سیاسی، امنیت سیاسى است. البته امنیت فرهنگى، اقتصادى، روانى و اجتماعى نیز در فضاى امنیت سیاسى پدید خواهد آمد.

امنیت سیاسى به معناى وجود دستگاه سیاسى است که مردم در آن آزادند که مواضع سیاسى و عقاید سیاسى خود را در چهار‌چوب قوانین موجود بدون ترس و وحشت بیان کنند؛ اگرچه مخالف دولت باشد. بنابراین، امنیت سیاسى در حکومت‏هاى خودکامه و مستبد ایجاد نخواهد شد.

علاوه بر این، اگر در جامعه‌ای تساوی در برابر قوانین وجود داشته باشد، تبعیض و دوگانگی وجود نداشته باشد و همه‌ قشرهای جامعه به حقوق خود برسند، به دنبال آن محیط امنی به وجود می‌آید که در آن استعدادها به شکوفایی می‌رسد و جامعه در مسیر سازندگی قرار می‌گیرد.

از آن‌جا که عدالت سیاسی مربوط به سیاستمداران و حکام می‌باشد، با اجرای آن توسط دولت فضایی ایجاد می‌شود که در آن افراد جامعه نسبت به رسیدن به حقوق خود اطمینان خاطر پیدا می‌کنند و امنیت و آرامش مطلوب برای مردم جامعه حاصل می‌گردد. منظور از امنیت اعم از امنیت سیاسی، شغلی، مسکن و غیره است.

به طور کلی می توان ذکر کرد که مراد از امنیت سیاسی، اطمینان مردم جامعه از رعایت حقوقشان از سوی دولت نیز می‌باشد. در حقیقت زمانی که دولت در راستای منافع مردم جامعه اقدام نماید و شرایط لازم از قبیل مسکن، شغل و سایر حقوق اجتماعی و سیاسی را برای رفاه و آسایش آنان تأمین نماید، مردم آن جامعه در امنیت و آرامش قرار می‌گیرند.

امام على علیه‏السلام در خطبه131 نهج‌البلاغه، یکى از انگیزه‌های پذیرش حکومت را برقرارى امنیت برای ستمدیدگان و مظلومان معرفى مى‏فرماید: «اَللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنِ اَلَّذِی کَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِی سُلْطَانٍ وَ لاَ اِلْتِمَاسَ شَیْ‏ءٍ مِنْ فُضُولِ اَلْحُطَامِ وَ لَکِنْ لِنَرِدَ اَلْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ وَ نُظْهِرَ اَلْإِصْلاَحَ فِی بِلاَدِکَ فَیَأْمَنَ اَلْمَظْلُومُونَ: پروردگارا تو می‌دانى آن‌چه ما انجام دادیم نه براى این بود که ملک ‏و سلطنتى به دست آوریم، و نه براى این‌که از متاع پست دنیا چیزى تهیه کنیم، بلکه به خاطراین بود که نشانه‏هاى از بین رفته دینت را باز گردانیم، و صلح و مسالمت را در شهرهایتآشکار سازیم، تا بندگان ستمدیده‏ات در ایمنى قرار گیرند.»

در این عبارت حضرت علیه‌السلام خداوند را گواه مى‏گیرد که هدف او از پذیرش خلافت براى تحصیل سلطنت و قدرت و به دست آوردن مقام های دنیوى نبوده، بلکه هدف ایشان برقراری عدل و قسط در حکومت می‌باشد تا به این وسیله بتواند نه تنها برای افراد ستمدیده بلکه برای سایر مردم محیط ایمنی را ایجاد نماید.

مرحوم محمدجواد مغنیه در ذیل این عبارت حضرت علاوه بر امنیت سیاسى، از جمله آزادى و نترسیدن از سرکشان و متجاوزان، به امنیت جانى و مالى نیز اشاره مى‏کند. (مغنیه، 1973م:ج2، 270)

امام علی علیه‌السلام در حدیث دیگری درباره‌ی اثر امنیتی عدالت می‌فرماید: «لَنْ تحصن الدّول بمثل استعمال العدل فیها؛هیچ چیزی دولت‌ها را مانند به کارگیری عدالت صیانت نمی‌کند.» (تمیمی آمدی، 1410ق:555)

و در جای دیگر می‌فرماید: «من عمل بالعدل حصّن الله ملکه: هرکس به عدالت عمل کند خداوندسرزمین او را حفظ می‌کند» (تمیمی آمدی، 1410ق:633)، و «العدل جُنّة الدول: عدل چنان سپرمحکمی برای دولت‌هاست.» (تمیمی آمدی، 1410ق:102)

مدلول فرمایش‌های بالا که بارها با استفاده از الفاظی چون «جُنّه» و «حصن» در مورد عدالت تکرار شده آن است که عدالت بنیاد امنیت را شکل داده و می تواند تولید کننده‌ی نیرویی بازدارنده در مقابل تهدیدات سایر بازیگران باشد. (افتخاری، 1388ش:65)

در واقع با توجه به احادیثی که ذکر شد، می توان به این نکته اشاره کرد: در جامعه ای که عدالت در آن توسط سیاستمداران و سایر صدر نشینان حکومت رعایت می‌شود، آن جامعه به خاطر عدالتی که درونش جریان دارد مورد عنایت خداوند قرار می گیرد و حکومت آن جامعه از گزند سایر دشمنان و بیگانگان توسط خداوند ایمن می‌گردد.

امام علی علیه‌السلام در خطبه چهلم نهج‌البلاغه که بعد از جنگ صفین و خطاب به خوارج ایراد نموده، به مباحث مهمی در باره‌ی حکومت و ضرورت آن و از جمله هفت وظیفه حاکم عادل اشاره می‌کند، یکی از وظایف حاکم، امن شدن جاده‌ها به وسیله او می‌باشد چنان‌چه می فرماید: «... وَتَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ، وَیُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعِیفِ مِنَ الْقَوِیِّ، حَتَّى یَسْتَرِیحَ بَرٌّ، وَیُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِر: ...و راه‌ها به سبب او امن گردد، و در امارت وى حق ناتوان از قوى گرفته شود، تا مؤمن نیکوکار راحت شود، و مردم از شرّ بدکار در امان بمانند.» (نهج البلاغه، خطبه40، ص82)

با توجه به این فرمایش امام علیه‌السلام می توان گفت زمانی که که عدالت توسط حاکم به اجرا درآید، امنیت پدید می‌آید و در نتیجه افراد نیکوکار آسایش می‌یابند و از تجاوز بدکاران در امان می‌مانند.

امام علی علیه‌السلام در خطبه 87 نهج‌البلاغه نیز عدالت را زمینه ساز امنیت و عافیت بیان می‌کند و می‌فرماید: «البستکم العافیة من عدلی: لباس امن و عافیت را از روى عدالت بر شما پوشاندم»

مقصود امام علیه‌السلام از «عافیت» در امان ماندن از اذیّتى است که از دست ستمگران بر پیروان آن حضرت وارد مى‏شده است. لفظ «لباس» را براى سلامتى، استعاره آورده‏اند بدین توضیح، چنان‌که پیراهن بدن انسان را از گرما و سرما محفوظ نگاه مى‏دارد، عافیتى که از طریق عدالت فراهم شود، انسان را از خطر ظلم نگهدارى مى‏کند. (بحرانی، 1362ش: ج2، 303)

عافیت در معنای کلی آن یعنی سلامتی و امنیت و اطمینان خاطرو اعتمادپذیری، که نتیجه‌ی برقراری عدالت در جامعه می‌باشد.

2-2-3. شکست دشمن

دشمن در هر شرایطى منتظر فرصت است تا بتواند ضربه‏اش را به ملت مقابلش وارد سازد. تحقق عدالت این فرصت را از دشمن می‌گیرد و اجازه ورود به حریم خصوصى ملتی که عدالت در آن رعایت می‌شود را به او نمى‏دهد. امام على علیه‏السلام در این باره مى‏فرماید: «بِالسّیرَةِ العادِلَةِ یُقهَرُ المناوِیُ: با روش عادلانه، دشمن از پا در می‌آید.» (نهج‌البلاغه، حکمت224، ص508)

مرحوم محمد جواد مغنیه عبارت «بالسیرة العادلة» را «حسن السیرة» معنى کرده یعنى به جهت اخلاقىِ عدالت توجه داشته است. (مغنیه، 1973م:ج5، 351)

علی بن میثم بحرانی نیز با مرحوم محمدجواد مغنیه هم عقیده می‌باشد و عبارت «بِالسّیرَةِ العادِلَةِ» همین طور معنى کرده است. (بحرانی، 1362ش: ج5، 355)

امّا صاحب منهاج‌البراعهدر شرح این ترکیب تنها به روش اخلاقى توجه ندارد. او مى‏نویسد: «ریاست و سرورى بدون داشتن دشمنانى سرسخت که قصد براندازى و چیرگى داشته باشند نمى‏شود و قوى‏ترین وسیله در راندن مخالف همان تمسک به روش دادگرى و عدالت است که دل‏هاى مردم را جلب و دشمن را دفع مى‏نماید.» (هاشمى خوئى، بى‏تا:ج21، 293)

رفتارغیرسیاستمدارانه صرفا اخلاقى، نه تنها موجب شکست دشمن نمى‏شود بلکه مى‏تواند زمینه سوءاستفاده او را نیز فراهم آورد. مؤمنان به تأسى از پیامبر گرامى صلى‏الله‏ علیه‏ و‏آله ضمن داشتن رفتارى مهربانانه با دوستان، بر دشمنان خود سخت‏ گیر هستند، چنان‌که خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم می‌فرماید: «أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ (فتح/ 29): در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند.» (احمدی، 1390ش: 105)

شیخ عباس قمی نیز در شرح این عبارت، در رابطه با علت شکست دشمن می‌نویسد: دشمن برای کسی که رفتار خوب دارد، عیبی نمی یابد که بدان وسیله به او غلبه کند و به مفاسد او را متهم کند بنابراین شکست می‌خورد. (قمی، 1375ش:83)

می توان گفت هرکس در رفتارش عدالت را رعایت نماید و هیچ گونه بی‌عدالتی از وی سر نزند، عملی را انجام نمی‌دهد که دشمن بتواند از آن سوء استفاده کند و آن‌را دست مایه تجاوز و تعدی خویش قرار دهد. پس در نتیجه دشمن در برابر رفتار عادلانه وی مغلوب می‌گردد و نمی‌تواند بر علیه شخص عادل اقدامی را انجام دهد. این امر در مورد یک ملت نیز تطابق دارد به‌این گونه که اگر در آن عدل اقامه گردد و عمل منافی با عدالت صورت نگیرد، دشمن بهانه‌ای برای وارد ساختن ضربه‌اش به آن ملت، نمی یابد و در برابر آن مقهور می‌گردد.

حضرت در جای دیگری می‌فرماید: «إذا بنی الملک على قواعد العدل، و دعم بدعائم العقل، نصر اللَّه موالیه، و خذل معادیه: زمانی‌که حکومت بر پایه‏هاى عدل و داد بنا شود، و به پشتوانه‏هاى عقل و خرد تقویت گردد، خدا هوادار آن‌را یارى مى‏کند، و دشمنش را مغلوب مى‏سازد» (تمیمی آمدی،1410ق:289)

رسول خدا صلی‌الله ‌علیه و آله نیز در رابطه با این اثر عدالت می‌فرماید: «مَن عَمَّ عدله نصر عَلَی عَدوهِ: هر که عدالتش فراگیر گردد، بر دشمنان چیره گردد.» (مجلسی، 1403ق:ج72، 359)

3-2-3. اجراى احکام و حدود شرعى

در خطبه131 نهج‌البلاغه امام علی علیه‌السلام اجرای احکام و حدود شرعی را یکی از نتایج اقامه عدل در جامعه اسلامی می‌داند و می‌فرماید: «اَللَّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَکُنِ اَلَّذِی کَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِی سُلْطَانٍ وَ لاَ اِلْتِمَاسَ شَیْ‏ءٍ مِنْ فُضُولِ اَلْحُطَامِ وَ لَکِنْ لِنَرِدَ اَلْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ وَ نُظْهِرَ اَلْإِصْلاَحَ فِی بِلاَدِکَ فَیَأْمَنَ اَلْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ وَ تُقَامَ اَلْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِکَ: پروردگارا تو می‌دانى آن‌چه ما انجام دادیم نه براى این بود که ملک ‏و سلطنتى به دست آوریم، و نه براى این‌که از متاع پست دنیا چیزى تهیه کنیم، بلکه به خاطر این بودکه نشانه‏هاى از بین رفته دینت را باز گردانیم، و صلح و مسالمت را درشهرهایت آشکار سازیم، تا بندگان ستمدیده‏ات در ایمنى قرار گیرند، و حدود ضایع مانده‏ات اجرا گردد... .»

دانلود ادبیات نظری تحقیق آثار اجتماعی عدالت سیاسی

دانلود تحقیق عدالت در دولت


تحقیق عدالت در دولت

تحقیق عدالت در دولت مقاله عدالت در دولت تحقیق در مورد عدالت در دولت پروژه دانشجویی عدالت در دولت

دانلود تحقیق عدالت در دولت

تحقیق عدالت در دولت 
 مقاله عدالت در دولت 
تحقیق در مورد عدالت در دولت 
 پروژه دانشجویی عدالت در دولت
دسته بندی تاریخ و ادبیات
فرمت فایل doc
حجم فایل 70 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 120

توضیحات :

تحقیق عدالت در دولت در 120 صفحه در قالب ورد قابل ویرایش.

 

بخشی از متن :

مقوله عدالت در دولت

اصطلاح عدالت به عنوان یکی از مفاهیم عدم مورد اشتهال در مباحث و عرصه های مختلف در فرهنگها و عرصه های معرفت فکری جوامع بشری از جهان ابتدا شامل گیری جوامع انسانی تا کنون بوده است این مفهوم به عنوان مفهومی که به طور مستقیم با عقل و ادراکات عالیه انسانی در حوزه فردی و همینطور حوزه احساسات عواطف سرکار دارد و از سوی دیگر به عنوان بنیادی ترین عنصر جوامع بقای جامعه از ان جا دهد گررد.

توجه به این مفهوم و ابعاد فلسفی کلامی جامعه شناختی ان در حوزه نظری subjective و ogjective عین هر عمق و بشر و هشیاری را با عرصه های جدیدی موقتی در ساخت های علوم انسانی و اجتماعی رهنمون می سازد با اینکه این مفهوم از دیر باز در جوامع بشری مطرح بوده است ولیکن منابع علمی دقیق و کامل که به صورت مشعل و همه جانبه اصل مفهوم عدالت را مرود کنکاش قرار می دهند بسیار محدود می باشد شاید علت ان این است که این مفهوم با قدرتهای موارد اشتهال ان به علت پیچیدگی های که در عمل با ان روبرو می باشد برای محقق ابعاد مختلف فراهم می اورد از همین روست که در کشورمان ایران هم مانند همه دنیا باز نیست با این مفهوم و ابعاد کارکردهای ان محدودیت های علمی خاصی دیده می شود این محدودیت در ابعاد علمی این مفهوم علیرغم تاکیدات مخصوص که دیر منابع حقوق سیاسی ایران و یا ویژه در نظام جمهوری اسلامی است توجه رهبران انقلاب اسلامی و یا برگذار است این شامل نظام اندیشه سیاسی در رابطه با این اصطلاح و حتی منوط کردن هدف شدیدی این نظام عمق این مفهوم ذکر گردیده است .

ویژگی دیگری که ضرورت بررسی این مفهوم در ابعاد دولت در نظام جمهوری اسلامی را برجسته می کند وجود وجوه عیش یافته ضرورت توجهی جدی تر در ابعاد اقتصادی به این مفهوم با توجه به ظرفیتهای سیاسی و اجتماعی حاضر در جامعه شناسی سیاسی جمهوری اسلامی و اندیشه سیاسی ان است تحولات سه دهه اجرایی است در حوزه مدیریت کلماتی جامعه و شامل گیری شرایط و مقتضیات در مسیر نظام سیاسی و اجتماعی ایران بوده است حضور مختلف با سلایق مختلف افراد در حوزه مدیریت نظام دولت ایران که منجر به شکل گیری معرفی شبه گفتمانهای مانند سازندگی و اصلاحات که در دوره های دولتهای این نظام سیاسی شامل گرفته است تحلیل ادبیات موسوم به اقتصاد سیاسی نظام جمهوری اسلامی و تحولات و دگردیسیهای که مفاصل و واژه های مورد استفاده در این ادبیات در طی دوران شامل گیری نظام تا کنون توسط مراجع رسمی مرود استفاده و اشتهال قرار گرفته است نشانی از نوعی دوری از برخی از کنگره های تولید که در سالهای اولیه بسیار بیشتر مورد اشتهال قرار گرفت را نشان می دهد یکی از همین مفاصل اصطلاح عدالت و عدالت اجتماعی است چه عواملی باعث شکل گیری این اصطلاح شد عوامل تقویت کننده این مفهوم در جامعه در بر دارد چه چیزهایی بود ایا مفهوم کاملی از عدالت در ذهن جامعه موجود می باشد عوامل تذیه امونی اوج و فرود این مفهوم در جامعه چیست چه منابع ایدولوژیکی سیاسی فرهنگی و تاریخی پشت سر این مفهوم قرار دارد همه و همه اینها ما را به یک مطالعه هر چند اجمالی درباره این مفهوم عوامل تاثیر گذار بر ان و عوامل حضور درباره ای در متن مفاهیم مورد استعمال جامعه چه بوده است حال که دولت جدید از این مفهوم یاد می کند چه عواملی و چه عللی در طرح دوباره این موضوع باثع گردیده که دوباره این اصطلاح را در فرهنگ سیاسی و تبلیغی جامعه شناسی سیاسی ایران پر رنگ کند آیا همانطور که اصول و مبادی کلی در نظام جمهوری اسلامی ایران به عدالت نگریسته شده جامعه ایران در این مسیر طی طریق کرده است چه موفقیتها و کامیابی ها و چه ناکامیهایی در این مسیر بوده است فرصتها و چالشهای پیش روی در مورد عدالت چیست ایا یک باز سازی مفهومی معرفتی درباره این مفهوم الزامی است ایا وجوه ناشناخته ایی درباره این مفهوم به خصوص در حوزه مناسبات سیاسی و اجتماعی ایران موجود است و غیر سوال کلی تر با توجه به فرضیتهای اعلامی و اثباتی که نظام خالی حاکم بر جامعه ایران دارد ما می توانیم یک ظرفیت تعامل یافته ایی از این مفهوم از لحاظ فلسفی و اندیشه این در اختیار جامعه جهانی بگذارمی از همین رو در این پژوهش عنصر سعی در ایجاد ناگاهی به این مفهوم به صورت کلی وارانه تعریفی هر چند اجمالی از اصطلاح عدالت خواهید پرداخت و سپس با نگاهی به منابع اسلامی در این اصطلاح و زوایای ان در کلام دینی اسلام به بحث خواهید نشست

سپس عدالت در بنیادهای حقوق سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران و تاب برش کوتاه در حوزه نگاه تاریخی ایرانیان سرد ده معاه به مبحث عدالت خواهیم داشت پس این مفهوم در حوزه کارکردن دولتهای ایران بعد از انقلاب اسلامی و تاثیر تاثرات موجود بر ان به ویژه در کابینه های اجرا به بررسی خواهم نشست در اغاز عوامل شکل گیری این مفهوم در دولت از فرصتها و چالشهای پیش روی این دولت را درباره این مفهوم تحلیل خواهد شد

 

بخش اول

تحلیل مفهوم عدالت

از دیر باز بیشتر درباره تعریف اصطلاحات مورد استفاده خود شیوه های مختلفی را داشته است به طور کلی مفاهیم در ذهن آدمی به دو گروه عمده تصمیم می گیرد . مفاهیم مربوط به پدیده های عین و مفهومی مادی objective به مفاهیم و اصطالحات ذهنی subjective در حوزه مفاهیم اصطلاحات ذهنی بش رهمیشه سعی کرده است با توجه به وجوه انتزاعی آن و دارا بودن ظرفیتهای خلاقه ایی که بشر در طول دوران نسبت به این مفاهیم پیدا کرده است انواع و اقسام تعریف تعبیر و تبیین را مطرح نماید .

ولیکن به علت وجود همان خواص سیالیت مفهومی و تفرق در حوزه انطباق با علیتهای موجود در جامعه و پتانسیل های متفاوت در درک معرفی این مفاهیم انسانی از طرح تعریفی جامع الظراف از این مفاهیم باز بماند یکی از این تعاریف که در حوزه ذهنی تماس پیدا می کند و عینیت خود را در حوزه مبادلات کلامی فلسفی و اندیشه این حتی در سطح ریزترین مناسبات بین الفردی جامعه هویدا می کند اصطلاح عدالت است در معنای اصطلاحی عدالت به منزله اعطای حقوق مراعات شایستگی ها مساوات توازن اجتماعی بر طرف و وضع بایسته قابلیت طرح دارد .[1]

از سوی دیگر باید درباره تعریف چیستی مفهوم عدالت این است که به طور کلی پرسش درباره عدالت جامع ترین پرسش است که درباره ان عقده های معرفتی گوناگون چون فلسفی اخلاق فلسفه سیاست و فلسفه حقوق تلوین یافته اند از این منظر عدالت در رفتار فردی موضوع فلسفه اخلاق عدالت در حوزه فضا و داوری موضوع فلسفه حقوق و عدالت در توزیع قدرت و امتیازات اجتماعی اقتصادی موضوع فلسفه سیاست قرار دارد جایگاه اصلی طرح مسئله عدالت و انصاف در حوزه فلسفه اخلاق است که موضوع ان ماهیت عمل درست است و فلسفه سیاست و فلسفه حقوق تنها دامنه بحث را گسترده تر کرده در حوزه روابط مختلف بنی افراد و بین دولت و شهروندان نشر می بخشد[2]

در تعریف لغوی اصطلاح عدالت در ادبیات فارسی عدالت از مصدرهای بی است و به معنی عادل بودن انصاف دانش دادگر بودن و دادگری امده است

در حوزه علوم اخلاف عدالت به عنوان وجه مشمعه تعادل دهنده تعاهل عینی و کنترل کننده و ناظر بر قوای انسانی که از مسیر حق و اصلی خارج نشوند عدالت در علوم اخلاقی به عنوان چه فضیلت و امر مقبول اخلاقی از ان یاد می شود عنصری کهدر هر شمعی ظهور پیدا کند عامل کمال و رتبیت اوست عدالت به عنوان سرچشمه خیر و برکت و تنظیم کننده روابط قرار استانهای دیگر هواداران یاد شده است در جاهای از موضوع عدالت نوعی احتیاط امور از آن یاد می شود و در جای دیگر نماد اقدامی کاملا تند و قاطع و بدون ملاحظه مطرح می گردد عدالت در کلام متعلمین هم جایگاه خاص دارد و به عنوان جایگری و جای دادن همه کارها اشیاء و پدیده های در مسیر اصلی و جایگاه مناسب خود از ان یاد می شود و فاعل این اصطلاح یعنی عادل لکن که همه خبر را در جای خود قرار می دهد اعتقاد به نظر بخش به موارد و پدیده ها و قاعده و قانونمند کردن انها البته در این باره که با توجه به ترمنولوژی اصطلاح عدالت در مفهوم فلسفی ان ایا این کلام و ذهن فاعل sulject فاعل شناسا است که روابط صحیح عدالت را در پدیده های کشف می کند و یا اینکه این پدیده ها به وسیله قواعد گیری به سامان و پذیرد بحث می گردد ضرورت مو شکافی این مباحث در ریشه باین مشمول شده مفهوم عدالت در عرصه کلمات اجتماع و به ودیعه های ریشه های موجود در اختلافات برداشت از این مفهوم ما را راهنمایی می کند و قوت نظریه این بحث را تقویت کند شکل گری در مدل ذهنی از مفهوم عدالت

1- مفهوم تعادل بخش میزان کننده تناسب دهنده منطبق بر روح حاکم بر طبیعت و عالم هستی که معمولا در ابعاد اخلاق و رفتار فردی و ارزشهای معنوی شخص arevency مطرح می گردد مجموعه ارزشهای اخلاقی در حوزه اسیای شرقی مشاهده شده است

2- مفهوم عدالت به عنوان یک ماکرمان یک عقیده ارزش هدف خواست جمعی عامل حرکت پویشی شناخته می شود وجود مفاهیمی مانند عدالت جمعی اجتماعی secltl juetge در حوزه جامعه و شکل گیری ادبیات مبارزه جنگ و جهاد حرکت و تضاد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امرو به نیات و بد و نوعی تجلی گرایی جامعه

این مفهوم از اندیشه عدالت که انرا عنصر تحول دهنده دگرگون خواه ارمان گرا نشان می دهد بیشتر در بشر اندیهش های منسجم اجتماعی عقایده رویه های جمعی که ایدولوژی ها idologe بخش منفی از انها هستند شکل می پذیرد موردی که در عدالت به مفهوم دومی مصداقیت پیدا می کند اعتقاد به نیاز به حرکت از هر فضیلت نامطلوب کلمات به بحث وضعیت مطلوب و عدالت گرایانه است حرکت این که در مسیر خود مانند یا موج و یا مهیبت ساختارهای کهن ادرهم کوبیده و ساختار جدید را به وجود می اورد حال اگر با مسامحه و تعدیل و جرح

 

عدالت از متحدلیرایش جای دیگر با عیه بر کتاب عدالت به مشابه انصاف جان مراکز عدالت در منیت ایرالیش که قائل به اصالت فرد inivulity است تکیه بر اصالت مالکیت خصوصی و ازادی های فردی و قائل شدن به دولت محدود limlted از ویژگیهای مثبت ایرالیش است

در عیت لیبرالیست هم توجه با عنصر عدالت در هر ادبیات سیاسی و اندیشه اجتماعی انها هم مورد توجه قرار گرفته ست شاید بتوان گفت این مفهوم بهص ورت عنصری در خلت نقز و اندیشه ایرالیش قابل تعبیر و تغییر است توجه با عنصر انتفاع شمعی افارد و انچه که به ان فعالیت ازاد در بازار ازاد یاد می شود فراهم اورنده مفهوم عدالت می باشد اعتقاد به نفس جمع گرایی مخالف نفرد و تکلیل نقشی دولت که در معایت حتی گاهی به عنوان حاکم بلا منازع جامعه و افراد شناخته یم شود به عنوان عامل در اختیار افراد جامعه در جهت نظارت و برقراری امنیت با اختیارات محدود با شما و در مقابل جامعه شناخته می شود از هیمن رو عدالت اجتماعی در منظور ایران ها بدین معنی است که در جامعه که حداکثر ماهیت خصوصی ازادی فردی توسط افارد جامعه تامین گردد ان جامعه به عدالت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تر است ایده لیرالهای کلمایش در این استان در بود امر در راستای جدال با ارزشهای پیشین ارزشهای سنتی و ما قبل مدرن بوده اند گاها به صورت افراطی و مبالغه امیزی هر گونه چند و بندی را در راستیا سبک منافع شمعی افراد غظته می نمودند ولی بزودی شرایط موجود در جامعه و الزامات مربوط به زندگی در جامعه و تعاملات مربوط به ان انها را به تعدیل اندیشه های اولیه خود و ساماندهی نظیری اجتماعی خود و پرداختی به مفاهیم مانند عدالت و ازادی در جامعه نمودند فلسفه ابتدای لیرالها از انسانها موجوداتی کاملا خود دعوی فزون خواه و مصلحت طلب ترسیم می گردد عقیده توماس هابز از نسل ما قبل لیراکها که به نوعی در پایه ریزی ارزشهای لیرال بصورت غیر مستقمی در دو قرن بعد از حیات خود نقش داشته است می گوید که انسانی گرگ انسان است که خود نشان دهنده طرح ذاتی انسان از منظر نظرات مردم عرب زمین و فلاسفه انها در رابطه با استان است وجود همین دیدگاه هم است که در عمل وجود هر نوع بقای انقلابی ارما نموده مبنی بر ارزشهای جمع گرایانه اجتماعی و شش را از لیبرالیسم می گیرد و مجموعه لیبرالیسم را با توجه به ارکان فلسفی آن مبتنی مبنی بر ارزشهای مادی matrial می نماید و این این افراد در قرن 7 ملادی نقش جان لاک به نوعی تعدیل می گردد . و برداشت فلسفی نظر غرب را درباره استان تلطیف می کند و مجموعه از انگیزه های نه کاملا مادی را به عنوان بن مایه های کشتی انسانی معرفی می کند .

از دیدگاه لاک مهمترنی چیزی که سرچشمه کشتهای انسانی است و هدفی که او را به سوی خود می کشند اعتبار و فهرست است و چیزی که انسانها در هر حال از آن دوره می جویند بد نامی و رسوایی است به سختی برای ترس و شرم ناشی از بی اقراص کسانی که قرن با انان زندگی می کند و دلبستگی به زندگی با کسانی که قرن خود را شایسته به سربردن با ان می داند بن مایه و راهنمای بیشتر کشتهای انسان است . [3]

در جایی دیگر جان داک در تایید مالکیت تا محدود می گوید .

 


[1] - دهقانی روح الله ما عدالت در دولت نبوی مقام عله علوم سیاسی ، ص 174 دانشگاه امام باقر

[2] - حسین بشیریه دیباچه ایی بر فلسفه عدالت نشریه تا حد سال اول شماره اول . ص 71 فرهنگ عمید

[3]- فرسون ترجمه دکتر حمید عضدانلو ، مجله اطلاعات سیاسی و اقتصادی اسفند 75

دانلود تحقیق عدالت در دولت

دانلود ادبیات نظری تحقیق آثار ابطال تصمیمات اداری در آراء دیوان عدالت اداری


ادبیات نظری تحقیق آثار ابطال تصمیمات اداری در آراء دیوان عدالت اداری

ادبیات نظری تحقیق آثار ابطال تصمیمات اداری در آراء دیوان عدالت اداری

دانلود ادبیات نظری تحقیق آثار ابطال تصمیمات اداری در آراء دیوان عدالت اداری

ادبیات نظری تحقیق آثار ابطال تصمیمات اداری در آرا دیوان عدالت اداری
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 64 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 29

توضیحات :

ادبیات نظری تحقیق آثار ابطال تصمیمات اداری در آراء دیوان عدالت اداری در 29 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

 

بخشی از متن و فهرست مطالب :

آثار ابطال تصمیمات اداری در آراء دیوان عدالت اداری

مبحث اول: مفهوم و مبانی ابطال

گفتار اول : مفهوم ابطال

بند اول:مفهوم ابطال در حقوق خصوصی و تفاوت آن با بطلان

  1. مفهوم ابطال در حقوق خصوصی
  2. مفهوم بطلان

بند دوم: مفهوم ابطال در حقوق اداری

گفتار دوم :مبنای ابطال در حقوق اداری

بند اول: مفهوم و مبنای حکومت قانون

  1. مبانی حاکمیت قانون

بند دوم: حقوق اداری و حاکمیت قانون

مبحث دوم :سایر عوامل زوال حقوقی تصمیمات اداره

گفتار اول: نسخ

بند اول: نسخ قانون

بند دوم : نسخ تصمیمات اداری[1]

گفتاردوم :لغو

بند اول: مبنای لغو تصمیمات اداری

بند دوم : مفهوم و علل لغو تصمیمات اداری

مبحث سوم : علل و موضوعات ابطال

گفتار اول : علل ابطال

بند اول : نقض حکم مقنن در تصمیمات اداری

بند دوم : نقض صلاحیت

  1. صلاحیت تکلیفی
  2. صلاحیت تخییری (گزینشی)

بند سوم: عدم رعایت تشریفات قانونی

  1. مفهوم
  2. نگاه شورای دولتی
  3. نگاه دیوان عدالت اداری

بند چهارم : عدم احترام به حقوق بنیادین شهروندان

  1. حق دادخواهی و رجوع به محکمه صالحه
  2. احترام به حقوق مکتسبه
  3. حق بر محیط زیست و حفاظت از آن
  4. منع عطف به ما سبق شدن قوانین و مقررات

گفتار دوم : موضوعات ابطال در حقوق اداری

بند اول: مفهوم و دسته بندی تصمیمات اداری

بند دوم : تفاوت‌های شکلی ابطال در تصمیمات عام‌الشمول و موردی

  1. ذی نفع بودن
  2. اصل تناظر

بند سوم: نگاه قضات دادگاه های عمومی به تصمیمات عام‌الشمول و موردی نا به هنجار

فهرست منابع

 

 

 

 

آثار ابطال تصمیمات اداری در آراء دیوان عدالت اداری

 

مبحث اول: مفهوم و مبانی ابطال

 

شناخت مفهوم هر نهادی می‌تواند به تبیین صحیح آثار ناشی از به عمل درآمدن آن نهاد کمک شایانی نماید. از آنجا که ابطال مفهومی است که هم در حوزه‌ی حقوق خصوصی و هم در حقوق عمومی کاربرد فراوانی دارد؛ لذا ابتدائا باید روشن نمود که این مفهوم با چه تفاوتی در این دو حوزه نمود می‌یابد. همچنین به منظور نیل به پاسخی صحیح به این سوال که اثر ابطال در حوزه‌ی حقوق اداری ازجوانب مختلف به چه صورت خواهد بود؟ گمان بر این است که بررسی مبنای وجود عامل ابطال برای یک تصمیم اداری که از هنجارهای حقوقی تبعیت ننموده است بتواند راه‌گشا باشد.

 

گفتار اول : مفهوم ابطال

در راستای شناخت مفهوم ابطال باید تفاوت‌ها و مشابهت‌های آن با وضعیت حقوقی همانند آن در حقوق خصوصی مشخص گردد در این گفتار این موضوع مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 

بند اول:مفهوم ابطال در حقوق خصوصی و تفاوت آن با بطلان

حقوق مدنی با عنوان حقوق مادر در تمامی رشته‌های حقوقی مورد استفاده قرار می‌گیرد. هر مفهوم که نیاز به تبیین داشته باشد باید ابتدائا به جایگاه و مفهوم آن در حقوق خصوصی بالاخص حقوق مدنی نگاهی انداخت تا بتوان با دیدی صحیح‌تر به آن مفهوم در گرایش خاص خود نگاه کرد. از سوی دیگر مفهومی که در حقوق مدنی مشابهت زیادی با ابطال دارد بطلان است. در جهت شناخت هر چه بهتر مفهوم ابطال بررسی تفاوت‌های آن با بطلان ضروری به نظر می‌رسد.

 

  1. مفهوم ابطال در حقوق خصوصی

هر واژه‌ای می‌تواند واجد یک معنای لغوی و یک معنای اصطلاحی به فراخور موقعیت خویش باشد. لفظ ابطال از دیرباز در متون فقهی ما وجود داشته و سپس به متون حقوقی راه یافته است. این مسئله بررسی این نهاد در هر دو زمینه فقه و حقوق خصوصی را ضروری می سازد.

الف) در فقه لغت ابطال بدین گونه معنا شده است: ابطال بر وزن افعال از ماده «ابطل الشی» به معنای باطل کردن چیزی است. (ابن احمد،7/ 1372: 431) و به فاسد کردن چیزی و ازاله‌ی آن نیز ابطال گفته می‌شود؛ خواه آن چیز حق باشد و خواه باطل. ( راغب اصفهانی،1372: 130) معنای اصطلاحی این واژه نیز تفاوت چندانی با معنای لغویش در نزد فقها ندارد. البته گاهی مقصود آنها از ابطال حکم به بطلان است و گاهی مقصود از آن ایجاد سبب بطلان در خارج است. (مجله‌ی فقه اهل بیت، 1385: 185)

ب) در ترمینولوژی حقوق، ابطال به معنای از درجه‌ی اعتبار ساقط کردن، نابود کردن، از کار انداختن و در اصطلاح به نابود کردن یک عمل یا واقعه‌ی حقوقی یا هر چیزی که دارای ارزش حقوقی باشد معنا شده است. ( جعفری لنگرودی،1/ شماره 276 )

به منظور بیان مفهوم ابطال در حقوق مدنی باید گفت که ابطال در این حوزه در رابطه با یک عمل یا واقعه‌ی حقوقی بکار می‌رود و بیشتر در قراردادها مورد بحث قرار گرفته است. براساس تقسیم‌بندی‌ای که حقوقدانان ایرانی از قراردادها بر پایه صحت یا عدم صحت آنها دارند قرارداد را به دو نوع تقسیم می‌کنند: صحیح و باطل. ( قراردادهای غیر نافذ و قابل فسخ نیز در زمره‌ی قراردادهای صحیح قرار می‌ گیرند و قرارداد باطل به قراردادی گفته می‌شود که وجود و عدم وجود آن یکسان است و هیچ اثری ندارد و در آینده نیز تاثیری نخواهد داشت. در واقع قرارداد باطل حیات حقوقی نداشته و با معدوم تفاوتی ندارد. به معنای دیگر وضعیت حقوقی قرارداد باطل بطلان است.) (طالب احمدی، 1382: 72)

ابطال واژه‌ای هم ریشه با خود در فقه و همچنین حقوق با نام بطلان دارد که باعث گردیده تا برخی از صاحب‌نظران با وجود این واژه دیگر معنای مستقلی برای ابطال قائل نباشند.

 


[1]- این بند برگرفته از واعظی مجتبی؛ جزوه درسی حقوق اداری 2 ؛ دور ه کارشناسی؛مرکز نشر دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز ؛ 1388می باشد.

 

دانلود ادبیات نظری تحقیق آثار ابطال تصمیمات اداری در آراء دیوان عدالت اداری

دانلود مبانی نظری انواع عدالت سازمانی


مبانی نظری انواع عدالت سازمانی

مبانی نظری انواع عدالت سازمانی

دانلود مبانی نظری انواع عدالت سازمانی

مبانی نظری انواع عدالت سازمانی
دسته بندی علوم انسانی
فرمت فایل doc
حجم فایل 46 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 19

توضیحات :

مبانی نظری انواع عدالت سازمانی در 19 صفحه در قالب Word قابل ویرایش.

 

بخشی از متن :

-1-2 عدالت سازمانی

سازمان و سازمان یافتگی جزء جدا نشدنی زندگی ماست (حسین زاده ، ناصری ، 1386 ، ص 19) .

سازمان سیستمی اجتماعی است که حیات وپایداری آن وابسته به پیوندی قوی میان اجزاء وعناصر تشکیل دهنده آن است که ادراک بی عدالتی اثرات مخربی بر روحیه کار جمعی دارد (سید جوادین ، فراحی ، طاهری عطار،56، ص1387) .

عدالت سازمانی با رفتار عادلانه با مردم در سازمان ها رابطه دارد . همچنین می تواند به عنوان قسمتی بسیار محدود از عدالت اجتماعی باشد . مفهومی که توسط فلاسفه طی صدها سال بحث بر انگیز بوده است . عدالت سازمانی یک مفهوم مفید برای آزمایش دامنه گسترده ای از موضوعات سازمانی می باشد . چنین ادعا شده است که عدالت اولین فضیلت موسسات اجتماعی است (ساعتچی ،1387 ،ص 169،170).

واژه عدالت سازمانی برای اولین با توسط گرین برگ در دهه ی 1970 بیان گردید.فرناندس و وامله به نقل از گرین برگ بیان می دارند که عدالت سازمانی به رفتارهای منصفانه و عادلانه سازمان ها با کارکنان شان اشاره دارد (امیرخانی ، پور عزت 1387 ، ص 22) .

عدالت سازمانی متغیری است که به توصیف عدالت که به طور مستقیم با موقعیت های شغلی ارتباط دارد به کار می رود.علی الخصوص در عدالت سازمانی مطرح می شود که باید به چه شیوه هایی با کارکنان رفتار شود تا احساس کنند که بصورت عادلانه ای با آنها رفتار شده است (نعامی ، شکرکن ،1383، ص 58) . عدالت سازمانی اصطلاحی است که برای توصیف نقش انصاف که رابطه مستقیمی با محیط کار دارد مورد استفاده قرار می گیرد. مخصوصاً ،عدالت سازمانی مرتبط است با روش هایی که کارکنان تعیین می کنند که آیا با آنها در شغلشان بطور عادلانه رفتار شود و روش هایی که تعیین آنها روی متغیرهای مرتبط با کار آنها تأثیر می گذارد .

اما تحقیق در زمینه عدالت سازمانی تاریخ طولانی دارد و صاحب نظران طبقه بندی های مختلفی از عدالت سازمانی را مطرح نموده اند. عدالت سازمانی را می توان بدین صورت تعریف نمود: مطالعه برابری در کار (حقیقی ،احمدی ،رامین مهر ،1388، ص 80) .

برای عدالت معانی فراوان از زوایای گوناگون شده است که به تعدادی از آنها اشاره می شود:

  1. دادن حق هر صاحب حق
  2. نهادن هر چیزی در جای خود
  3. موزون بودن (تعادل و تناسب و توازن)
  4. میانه روی بین افراط و تفریط، (اعتدال)
  5. تساوی و نفی هرگونه تبعیض (تفاوت قائل نشدن میان افراد)
  6. رعایت استحقاق در افاضه وجود (عدل در تکوین)
  7. عدم ارتکاب کبیره و عدم اصرار بر صغیره، (عدالت فردی و فقهی)
  8. برابری اجتماعی (قسط، عدالت اجتماعی و قضایی و سیاسی و اقتصادی)
  9. رعایت مفاسد و مصالح در قانونگذاری (عدل در تشریع) (نثاری ، 1391 ).

عدالت در سازمان ها با سه عامل زیر تعریف می شود که همگی به نحوه برخورد عادلانه سازمان با اقشار مختلف و پرهیز از تبعیض، دلالت دارند:

۱) برابری: پرداخت حقوق و مزایای مناسب و عادلانه و نیز نگاه یکسان به عموم کارکنان به عنوان عضوی از سازمان .

۲)بی طرفی: بی طرفی در تصمیم های مربوط به گزینش و ارتقای کارکنان .

۳) عدم تبعیض: اجتناب از هرگونه تبعیض و اعطای حق استیناف به کارکنان، یعنی حق تجدید نظرخواهی در تصمیم ها .

تبعیض، درواقع پاسخی متفاوت در مقابل رخدادی یکسان به افرادی با شرایط یکسان است. تبعیض، نمودی آشکار از بی عدالتی است. تبعیض، اثرات تخریبی بسیاری بر روحیه کاری کارکنان اعم از اداری و آموزشی دارد. در سازمان پر از تبعیض، اثری از جو فرهنگی مثبت، روحیه کاری بالا و مناسبات صحیح بین کارکنان دیده نمی شود ( سعادتی تبار ، امامی ،1390 ).

 

5-1-2 ابعاد عدالت سازمانی

محققان عدالت سازمانی بر این موضوع توافق عمومی دارند که عدالت سازمانی به سه بعد تقسیم می شود: 1: عدالت توزیعی، 2 : عدالت رویه ای، 3 : عدالت مراوده ای.

عدالت توزیعی

عدالت توزیعی مانند تمام شکلهای عدالت بر مبنای ارزش ها بنا شده است . عدالت توزیعی به عدالت و برابری در بازده ها نتایج و پیامدهای کسب شده اطلاق می گردد که این ارزش ها ، قوانین و اصول یا استاندادهایی هستند که قضاوت درباره عدالت را انجام میدهند .سه اصل عمده به عنوان پایه و اساس عدالت توزیعی چنین بیان شده اند: انصاف ، برابری و نیاز(مهداد ، 1387 ، ص 170).

عدالت توزیعی به قضاوت برابری توزیع نتایج مثل سطح پرداخت یا مقیاس و فرصت های ارتقا در یک بافت سازمانی اشاره دارد. این تئوری بیان می کند که افراد تعادل نسبی نتایج مطلوب را در نظر می گیرند و داده- ستاده نسبی خود را با همکاران خود مقایسه می کنند (حقیقی ،احمدی ،رامین مهر ،1388، ص 81).

به عبارت دیگر عدالت توزیعی عدالت ادراک شده در ارتباط با تخصیص بازده ها و منابع سازمانی است (پیریایی ، ارشدی ، 1391 ، ص 81) .

اصل توزیعی انصاف چنین بیان می کند که مردم باید پاداش ها را مطابق با کوشش و تلاشی که انجام می‌دهند و یا موقعیتی که به دست می آورند دریافت نمایند(مهداد ، 1387 ، ص 170) .

اصل برابری توزیع چنین پیشنهاد می کند که تمام افراد بدون در نظر گرفتن تفاوت در ویژگی هایی چون توانایی ، باید دارای شانس مساوی برای دریافت نتیجه و یا پاداش باشند .

اصل توزیعی نیاز چنین بیان می دارد که پاداش ها باید بر اساس نیازهای افراد توزیع شود بنابراین ملاحظه خاص این است که فرد نیازمند شناسایی و کمک هزینه به او پرداخت گرددواین همان عدالت است ( مهداد ،1387 ، ص170) .

عدالت رویه ای

دومین نوع مهم عدالت ، عدالت رویه ای یا آیین نامه ای است که به عادلانه ترین ابزاری که برای به دست آوردن نتایج در اختیار داریم اشاره دارد ( مهداد 1387 ، ص 171) .

عدالت رویه ای به برداشت افراد از عادلانه بودن رویه های جاری در تصمیم گیری برای جبران خدمتشان و نه توزیع واقعی در آمدها اشاره می کند بنابراین در عدالت رویه ای ادراکات افراد نقش کلیدی داشته و واکنش افراد نسبت به رویه ها به چگونگی ادراک آنها از رویه ها بستگی دارد و نه ماهیت واقعی رویه ها ( صادقی ، 1390، ص 65).

عدالت مراوده ای

عدالت مراوده ای مطرح می کند که کیفیت رفتار بین شخصی در طول اجرای رویه ها، در تعیین قضاوت های انصاف مهم و مؤثر است. توجیه یا توضیحات ارایه شده در درک انصاف مؤثر است و احتمال اینکه رویه های تصمیم گیری منصفانه نگریسته شود، را افزایش می دهد. رفتار بین شخصی شامل اعتماد در روابط و رفتار افراد با تواضع و احترام می باشد. وضع مناسب رویه ها به وسیله پنج رفتار تعریف می شود:

توجه کافی به داده های کارکنان

جلوگیری از تعصب شخصی

استفاده سازگار از معیار تصمیم گیری

بازخور به موقع

توجیه یک تصمیم

و...

دانلود مبانی نظری انواع عدالت سازمانی

دانلود پروپوزال کامل با عنوان رابطه عدالت سازمان با میزان ترک خدمت


پروپوزال کامل با عنوان رابطه عدالت سازمان با میزان ترک خدمت

پروپوزال کامل با عنوان رابطه عدالت سازمان با میزان ترک خدمت

دانلود پروپوزال کامل با عنوان رابطه عدالت سازمان با میزان ترک خدمت

پروپوزال
عدالت سازمان 
 ترک خدمت
دسته بندی مدیریت
فرمت فایل doc
حجم فایل 58 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 11

پروپوزال کامل با عنوان رابطه عدالت سازمان با میزان ترک خدمت

دانلود پروپوزال کامل با عنوان رابطه عدالت سازمان با میزان ترک خدمت